انسان های همیشه در بند

ساخت وبلاگ

خاطرم هست که تا همین چند سال پیش کارکردن زن در جامعه ما بسیار ناپسند بود و اگر زنی سعی می کرد در کنار کار کردن تحصیلات خود را در مقاطع عالی تحصیلی ادامه دهد آرام آرام متوجه می شد که نه تنها تعداد مردانی که علاقه دارند با او صمیمی باشند روز به روز کمتر می شود که حتی زنان هم تمایل چندانی به ارتباط با او ندارند. چنین زنی یک هنجار شکن کامل بود و اگر نگوییم طرد می شد اما قطعا باید هزینه هایی می داد. زن شایسته و مورد تحسین جامعه زنی بود خانه دار که اگرچه سواد داشت اما اصراری بر تحصیلات عالیه نمی کرد و به جای کار کردن مشتاقانه  خود را وقف خانواده می کرد.

 

رفته رفته این شرایط تغییر کرد و تعریف جامعه از زن شایسته زیر و رو شد. زن شایسته تبدیل شد به زنی که از لحاظ مالی مستقل است، حتما سرکار می رود، تمایل چندانی به ازدواج ندارد، اگر هم ازدواج کند در سنین پایین ازدواج نمی کند و به این زودی ها بچه دار نمی شود، حداقل دوره کارشناسی را در دانشگاه طی کرده است و احتمالا در سازمان های مردم نهاد فعالیت داوطلبانه دارد. در مقابل اگر زنی خانه داری کند، زود ازدواج کند و بچه دار شود، شغلی نداشته باشد، به دانشگاه نرفته و فعالیت اجتماعی هم نداشته باشد انگشت ها به سمت او دراز می شود و به او می گویند مفتخور، وابسته به شوهر، سنتی، عقب مانده و بی خاصیت. حتی داشتن یکی از این ویژگی ها برای سرزنش شدن کافی است.

 

در واقع در دوران جدید تلاش برای آزاد کردن اراده زنان و وارد کردنشان به حوزه هایی که قبلا به روی آنها بسته بود و استعدادشان سرکوب می شد، منتهی شده است به تخطئه و ممنوع کردن حوزه هایی که قبلا عرصه زنان بوده است. به عبارت ساده اگرچه ماهیت تغییر کرده اما روش همان است. همچنان جامعه به زن دیکته می کند که چه چیزی درست است و چه چیزی غلط است، برای شایسته بود باید چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد که اگر انجام داد باید منتظر شلاق گزنده  قضاوت های  دیگران باشد.

 

نکته جالب اینجاست که زنان در کنترل خودشان از مردها سخت گیرتر و در تخریب زنی که خارج از معیارهای مرسوم جامعه باشد از مردان پیگیرتر هستند.

 

حقیقت این است که اگر ما می خواهیم یک زندگی اصیل و پیشرو داشته باشیم باید بر آزاد کردن اراده در جهت رشد فردیت افراد تمرکز کنیم. شاید زنی تصمیم بگیرد که دانشگاه نرود و به کار مشغول شود، یا دانشگاه برود اما خانه داری کند و فعالیت اجتماعی هم داشته باشد. یا خانه داری کند و درآمدی اندک از فروش صنایع دستی داشته باشد و یا اصلا زنی با شوهرش توافق کند که سرکار برود و مرد خانه داری کند و یا هزار شکل دیگر زندگی را پیش گیرد.

 

هیچ کدام اینها نه ذاتا خوب است و نه بد. رشد فردیت در گرو آزادی اراده است و تا زمانی که نفهمیم باید به سبک های مختلف زندگی احترام بگذاریم و مردم آزادند آنطور که احساس خوشی می کنند زندگی کنند و هیچ الگوی از پیش تعیین شده ای وجود ندارد ما همچنان همان آدم های واپسگرا هستیم و فرقی نمی کند چه صورتکی بزنیم.


شعائر در دایره شرع...
ما را در سایت شعائر در دایره شرع دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : 7aldina بازدید : 85 تاريخ : پنجشنبه 15 آذر 1397 ساعت: 4:28